|
انقلاب رنگی یا انقلاب مخملی یا انقلاب گلی نوعی دگرگونی بدون خونریزی است که آن را برای نخستین بار «واسلاو هاول» رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان این کشور بود ، بر سر زبانها انداخت.انقلابهای رنگی به یک رشته از تحرکات مرتبط با هم اطلاق میشود که در جوامع پسا کمونیستی در اروپای شرقی، مرکزی و آسیای مرکزی توسعه یافت و احتمالاً در حال نفوذ به دیگر مناطق از جمله خاور میانه است. برخی ناظرین از آن به عنوان موجی انقلابی یاد میکنند. «انقلاب رنگی» به تغییر و تحولاتی اطلاق میشود که تا کنون در کشورهای باقیمانده از بلوک پیشین شرق اتفاق افتاده و هیات حاکمه این کشورها جای خود را به حکومتهای یکسره طرفدار غرب دادهاند [۴]. این تحولات با وقوع «انقلاب مخملی» (velvet revolution) در دوره ۶ هفتهای ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چکسلواکی آغاز میشود و با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیرهای در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰) ، گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین(۲۰۰۴) و قرقیزستان(۲۰۰۵) ادامه مییابد. این چند روز با توجه به جو پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و انتخاب بیش از ۲۰ میلیونی آقای دکتر احمدی نژاد برای ریاست جمهوری و بستر مناسبی که برای سودجویان و دشمنان مردم و نظام محیا شده است بهانه خوبی برای تحرکات نیروهای ضد انقلاب با حمایت های بی دریغ کشورهای غربی است. کانال های ماهواره ای از جمله BBC و VOA که با شدت مشکوکی به اخبار مناغشات خیابانی ایران بخصوص تهران می پردازند نشان دهنده آن است که غرب، بخصوص آمریکا و انگلستان برای تبلیغات ضد نظام جمهوری اسلامی و هدایت و پشتیبانی نیروهای وابسته خود در ایران متمرکز شده اند. البته این تحرکات تنها مربوط به تحرکات مردم در این چند روز انتخابات نبوده و از مدت ها قبل در حال طراحی و اجرا می باشد. راهپیمایی و تجمعات آرام مردمی در خیابان ها در اعتراض به آرا که امری طبیعی در حکومت های دموکراتیک است متأسفانه با نفوذ عده کمی از ارازل و اوباش که از طرف نیروهای ضد انقلاب و پشت پرده سازمان دهی می شوند تبدیل به مناغشه و زد و خوردهای خونین شده است و افسوس که در این میان مردم بی گناه آسیب دیده و هیچ کدام از این مزدوران با توجه به آموزشهای لازم صدمه ای نمی بینند. با گذری در تاریخ اینگونه جریانات یادها را به سمت جریان ملی شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد و دخالت ها ارازل و اوباش به سرکردگی شعبان (شعبان بی مخ) می اندازد که از مزدوران ارابابان آمریکایی خود بود. نیروی انتظامی با توجه به ماهیت خود که ایجاد نظم می باشد سعی در برخورد با اغتشاشاتی که توسط همین مزدوران به وجود آمده است را دارد ولی از آنجا که تعداد ارازل و اوباش نفوذی در لباس مردمی ظاهر می شوند حاصل آن درگیری های خیابانی بوده که با جریحه دار شدن مردم بی گناه بر آتش آن دامن زده می شود. از طرفی بزرگنمایی های مناغشات و کوچک نمایی اجتماعات وحدت مردم در کانالهای مذکور قابل تأمل می باشد. در این میان برخی نیروهای سیاسی داخلی به جای آرام تر کردن وضع موجود با ساده لوحی به این مناغشات دامن زده و خواسته یا ناخواسته در جهت پیشبرد اهداف بیگانگان و دشمنان مردم قدم بر می دارند. متأسفانه یاران قدیمی انقلاب اسلامی به جای همراهی با ولایت فقیه و همکاری با نظام جمهوری اسلامی برای کنترل اوضاع برعکس عمل کرده و خود را در دام دشمنان رها کرده اند. همه این موارد با توجه به مقدمه بحث حاکی از وجود شیطنت های هدایت شده برای پی ریزی یک انقلاب مخملی می باشد. جا دارد که از آقایان مهندس موسوی و حجت الاسلام کروبی خواهش کنیم که به اصل خود که همان انقلابی بودن و همراه امام بودن است، بازگردند و با صدور بیانیه ای محکم و مشترک تمامی این تحرکات را محکوم کنند و با سکوت و گاهاً سخنان تحریک آمیز مردم بی گناه را در دام دشمنان بزرگ مردم یعنی آمریکا و متحدانش نیندازند زیرا جز آرزوی چپاول این مرز بزرگ اسلامی - شیعی و میراث آریایی را ندارند . تنهایی رهبر انقلاب اسلامی بدترین جفای تاریخ انقلاب خواهد بود که ادعای عاشورایی بودن و منتظر بودن را مخدوش می کند و لکه ننگی بر پیشانی انقلاب خواهد بود که آرزو داریم با بازگشت به خویشتن این برچسب سیاه که آرزوی بت های قدرت طلب غربی می باشد را از خود دور کنیم. فردا که وزد باد مهرگان معلوم شود مرد از نامرد کیست
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 21:21  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
|
|