|
هرکس خود را فراتر از قانون بداند ديکتاتور است. شاید بتوان بهترین مفهوم دیکتاتوری را در این جمله پیدا نمود. مثالهای زیادی وجود دارد درباره دیکتاتورها که در طول تاریخ خود را فراتر از قانون میدانستند. استالین روس، هیتلر آلمان، پینوشه شیلی، رضاخان ایران و نمونه هایی از این دست همه و همه خود را فراتر از قانون می پنداشتند و اساساً قانون را راه حلی برای سعادت بشر نمی دانستند. دیکتاتور اعتقاد دارد هر آنچه را که می اندیشد و بر اساس آن تصمیم گیری می کند بهترین راه ممکن است حتی اگر کاملاً بر خلاف قانون جاری آن کشور و یا قوانین بین المللی باشد. جالب ایجاست که جریان دیکتاتوری همیشه یک جریان شکیل دارد. این جریان شکیل و منظم گاهاً جذاب بوده و افراد بسیاری را به سوی خود می خواند. جریانی که در مقاطعی از زمان بدلیل مخالفت با قانون جاری بر اساس نارضایتی موجود در اجرای قوانین مذکور پیروان زیادی پیدا میکند. برای نمونه هایی از این دست م توان به شکل گیری حزب نازی و تولد شخصیتی به نام هیتلر با آن همه پیرو در اطراف خود نام برد و یا کومونیست با آن همه پیروان در سطح جهان به رنگ قرمز وارد می شود و از درون آن دیکتاتورهایی مانند استالین و مائو زاییده می شوند. پرچم سرخ استالین و مائو، صلیب شکسته هیتلر و کلاه پهلوی رضا خان همگی نشان از علاقه زیاد دیکتاتورها به خلق المان برای خود دارد. البته حساب همه پیروان اینگونه حرکات را نمی توان مقصر دانست. یکی از ابزارهایی که دیکتاتوری با خود حمل میکند ایجاد تبلیغات گسترده می باشد که افکار اقشار مختلف مردمی را با بمب باران تبلیغاتی خود مورد هدف قرار می دهند. نمونه جالب و نوین اینگونه جریانات را می توان اکنون در ایران یافت. تبلیغات پر زرق برقی که از سوی کشورهای غربی بخصوص انگلستان و آمریکا هدایت می شود و رنگ سبزی که نماد این جریان دیکتاتوری می باشد و پیروان بسیاری که زیر هجوم اینگونه تبلیغات گسترده قرار دارند و همچنین امتنا از قانون و نقد قوانین از سوی سکان داران این حرکت همه و همه از مشخصه های تولد یک دیکتاتوری به شمار می رود. اینجاست که جمله آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه پیشین جریان دیکتاتوری را نشانه می رود. آنجا که ایشان گفتند: اگر از قانون تجاوز كنیم دیگر هیچ مرزی نداریم، مفهوم اصلی دیکتاتوری را اعلام نمودند. وقتی از قانون عبور کنیم و آن را برای مشکلات موجود راه حلی درست ندانیم دیگر مرزی وجود ندارد و یک روز ابطال انتخابات را و روز دیگر همه پرسی و روز بعد درخواستی دیگر مطرح می شود که همگی برای عبور از قانون و نتیجه عدم تمکین از قوانین است. و آنقدر پیش می رود که سکان داران مذکور خود را حاکم مطلق معرفی کرده و پس از حس وسوسه برانگیز عبور از قانون خود را دیکتاتور معرفی می کنند. اما در اینجا آمریکا و انگلستان و تمام مستکبران بدانند که با حمایت های بی دریغ آنها از جریانات سبزی که خیلی از هم وطنان بی گناه ما را به گمراهی دعوت کرده و خون تعدادی از این عزیزان را بر زمین ریخته است هرگز نمی توانند دستشان را به منابع بزرگ کشور عزیزمان دراز کنند. و ما تمام قدرت و توان از مقام معظم رهبری حمایت می کنیم و پای هر کسی را که بخواهد فراتر از قانون بگذارد را می شکنیم و دست هر بیگانه ای را که بخواهد به این کشور دراز کند را می بریم.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 19:1  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
پس از آنکه گلاوستون نخست وزير انگليس و در پارلمان آن كشور درحالي كه قران مجيد را بر سر دست بلند كرده بود گفت: « تا اين كتاب دردست مسلمين است كاري از انگلستان درباره آنان بر نمي آيد و ما نمي توانيم بر آنان حكومت كنيم» حرکتی موزیانه از سوی این استعمار پیر صورت گرفت. قرآن که به عنوان کتابی آسمانی و واحد به دور از تحریف مانده بود و همچنین کعبه، نقطه مشترک همه مسلمانان جهان بودند. دکترینی که پیامبر و ائمه معصومین با فرمان الهی برای جلوگیری از نابودی اسلام به کار گرفته شد. این استعمارگر پیر با ایجاد تفرقه بین مسلمانان جهان و به عبارت بهتر بزرگنمایی شکاف های نظری آنان تمام تلاش خود را بر روی تضعیف مسلمانان متمرکز نمود و اختلافات نظری را به اختلافات بنیادی در میان مسلمانان تبدیل نمود. از فروپاشی امپراتوری عثمانی تا فتح سرزمین فلسطین و سپردن زمام آن به وحشی ترین تفکر حیوانی بشری یعنی صهیونیست و کمک به تشکیل رژیمی غیر قانونی و تروریستی به نام اسرائیل که بر اساس افسانه ای به نام هولوکاست شکل می گیرد، همه و همه نشاندهنده تلاش های شبانه روزی انگلستان برای چپاول و ظلم بر انسانیت است. در این میان انگلستان بهترین راه ایجاد تفرقه بین مسلمانان را کمک به قدرت گرفتن فرقه های متفاوت یافت که البته برخی از این فرقه ها ساخته دست دیوانگان و مجانین تاریخ اسلام بودند. یکی از این فرقه های عجیب و مزحک فرقه ظاله بهایت می باشد که نمی توان بدلیل تفاوت های آشکار و عداوتش با اسلام و مسلمانان، آن را فرقه ای اسلامی نامید. هجویات مردی به نام میرزا علی محمد شیرازی معروف به باب (دریچه ای برای ارتباط با امام زمان حضرت ولیعصر (عج) و در مواردی برابری با آن معصوم) که خود نیز توبه نامه اش را صادر می کند و پس از آن تفکرات میرزا حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله، سرچمشه این تفکر خرافی بوده است. خرافی گرایی از این دست پس از پایان دوره غیبت صغرای حضرت ولی عصر (عج) بسیار بوده و موضوع جدیدی نبوده و نیست. اما چرا اینبار این خرافه گرایی با نام جدید فرقه بهایت چنین شاخ و برگی گسترده پیدا می کند ناشی از دو عامل مهم می باشد که با نگاهی گذرا بر تاریخ می توان آنها را به راحتی استخراج نمود. عامل اول از نوع حکومت قاجاریه نشأت می گرفت که در آن ظلم و ستم ناشی از تبعیضات اجتماعی موجود در جامعه باعث فقر و نارضایتی مردم از وضع موجود و از طرف دیگر رواج بی سابقه بی سوادی در بین مردم آن زمان شده بود که در نتیجه جامعه ظهور آن حضرت را تنها راه نجات یافته بودند که نتیجه این نیاز همراه با ناآگاهی ناشی از بی سوادی مردم آن زمان گسیل شدن تعداد زیادی به سوی این فرقه خرافی بود. عامل دوم که بسیار مهم تر می باشد توجه استعمار انگلستان به این فرقه می باشد. انگلستان که این فرقه را با توجه به کتب تألیفی رهبران آن مغایر با اسلام ولی با چهره ای اسلامی می دید، آن را سلاحی بسیار مناسب جهت صدمه زدن به مکتب اسلام می دانست. از این رو با حمایت های بی دریغ از رهبران و فعالانش به وسیله تبلغات گسترده سعی بر تثبیت این فرقه در جوامع اسلامی به خصوص ایران داشت که البته در موارد بسیاری نیز موفق عمل نمود که نگاه مختصری به تاریخ گواه این مدعا می باشد. خیانت های فراوان این فرقه به مسلمانان و از طرفی خوش خدمت های نوکر منشانه آنها به انگلستان به لطف خداوند متعال بی سند و مدرک نمانده است.
مراسم اعطای لقب Sir به عباس افندی (پیشوای بهائیان) توسط دولت انگلیس این حمایت ها تا آنجا پیش می رود که با توجه به اعطای لغب سر به عباس افندی (پیشوای بهائیان) پس از تصرف سرزمین فلسطین توسط نیروهای متجاوز انگلیسی، اگر کمی منصف باشیم بهایت را فرقه ای انگلیسی می نامیم. مثال بارز اینگونه فرقه های ساختگی نفوذ کرده در اسلام، طالبان می باشد که بهتر است آن را نیز فرقه ای آمریکایی نامید که جهت نشان دادن چهره ای پلید از اسلام به کار گرفته شد که در شکلی دیگر با حمله آمریکا به افغانستان، آمریکا را در لباسی آزادیبخش نشان داد. این وقایع تلخ همگی نشاندهنده این موضوع می باشد که هرکجا حمایت انگلستان و در مواردی آمریکا در میان بوده، تفرقه در جوامع اسلامی رواج پیدا کرده است. به عبارت بهتر با حمایت از یک فرقه یا جریان و یا حرکتی که بر علیه آزادی و مخالفان استعمار عمل می کنند سعی بر ایجاد فضایی مبهم و پر از تفرقه و اختلاف میکنند. نمونه اینگونه عملکرد دخالت های اخیر انگلستان و متحدانش در جریان انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران می باشد که با حمایت از اغتشاش گران و همچنین سازماندهی آنان سعی بر ایجاد فضایی مبهم نمودند تا باز هم تعداد کثیری از هموطنان ما با توجه به نارضایتی از وضع موجود به آتش آن دامن بزنند و نادانسته موجبات یک بستری مناسب جهت نفوذ انگلستان را فراهم می کردند. البته با یاری خداوند متعال، توجهات حضرت ولیعصر (عج)، تدابیر مقام معظم رهبری و آگاهی مردم ملسمان و شجاعمان به این مهم دست نیافته و مثل همیشه با دستی خالی و سری به زیر افکنده از خفت شکست بازگشتند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 14:32  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
دیروز کشورهای غربی از دیدن گرامیداشت جریانات ۱۸ تیر در ایران سرمست و برخی هم در ایران در تب تاب موج سبز خیانت نا آگاهانه و آگاهانه به خیابان گردی مشغول بودند. این در حالی بود که در کشوری به نام آلمان که خود را بسیار متمدن میشمارد توحش به بالاترین حد خود رسیده است. آنچنان که در امن ترین جای این کشور یعنی دادگاه، به راحتی مادری بی دفاع و همسری مظلوم را با نهایت بی رحمی سلاخی می کنند. و نشان میدهد که دستگاه قضایی آلمان دیگر صلاحیت رسیدیگی به هیچ پرونده ای را ندارد. وای بر ما مسلمانان که حدیث امیر مذهب خود حضرت امیر المؤمنین (ع) را بر فراموش کرده ایم که درباره کنده شدن خلخال پیرزنی یهودی که به ظلم کنده شود چه فرمودند. وای بر ما مسلمانان که امروز از سبز پوشی برخی از ما کشورهایی مانند آلمان و ... حمایت می کنند. آلمان با این همه سابقه توحش در گذشته و حال خود چگونه می خواهد پاسخگوی انسانیت باشد. بیایید سیاست بازی را بگذاریم برای سیاست دوستان و سیاستمداران. اینجا دیگر بحث سیاست نیست بلکه بحث انسانیت، شرافت، مردانگی، غیرت است. بحث مسلمان بودن نیست بلکه بحث انسان بودن است. وای بر ما مسلمانان که نام خود را مسلمان می نامیم و در گوشه از غرب وحشی به جرم حجاب زنی بی دفاع را ناجوانمردانه مورد هجوم ضربات چاغو قرار می دهند و ما به مراسم ۱۸ تیر می رویم تا دل اوبامای آمریکایی، براون انگلیسی، مرکل آلمانی، سارکوزی فرانسوی و از همه بدتر و وحشتناکتر شیمون پرز صهیونیست را شاد کنیم. وای بر ما مسلمانان که مثل لاک پشت سر در لاک خود کرده ایم. لاکی که در کشورهای عربی از جنس نفت و دلار آمریکاست، در ایران از جنس مزحک سیاست بازی های کودکانه رنگی است. و در پایان وای بر ما مسلمانان که یک مرد غیر مسلمان به ناموس و شرفمان دست درازی می کند و در سکوتی مرگ بار فرو می رویم!
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 20:37  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
بالاخره بعد از سال ها واقعه ای (اغتشاشات تهران) باعث شد که یک سیاستمدار آمریکایی اشک بریزد!!! (تمساح در هنگام پاره پاره کردن و بلعیدن شکار خود اشک غریزی میریزد) ولی عجیب است که کشتار کودکان و زنان و غیر نظامیان در عراق و افغانستان و قتل و عام وحشیانه صهیونیست ها در غزه باعث تکدر خاطر آقای اوباما و متحدانش نشد. اگر حساب آمریکا و انگلستان را به دلیل تاریخچه خشونتشان از جهان جدا کنیم و رفتارشان را پیش خود توجیه کنیم که توحش جزئی از منش آنهاست، در این میان نگرانی های آلمان و فرانسه بسیار جالب و حیرت انگیز است. آلمان با سابقه جنگ جهانی و تولید سلاح های شیمیایی! و فرانسه با سابقه خشونت بی حد و مرز پلیسش در برابر اعتراضات خیابانی! هر دو از مزحک ترین چهره های دمکراسی هستند. به هر حال از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است و دلیل ارسال مطلب جدید نشان دادن چند عکس از واقعه غزه می باشد. بی تکلف قضاوت اشک های اوباما که احتمالاً برای غزه ریخته هم ریخته شد! را به عهده شما می گذاریم. البته چه ریخته بشود و چه نشود فرقی نمیکند. اینجا غزه است .....
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 13:14  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
خردادی داریم که رنگ سبز آن را با آتشی سرخ در کارنامه ما ثبت نمود. نماز جمعه ای که خطوط پر رنگ بودن ها و نبودن ها چشم ها را خیره کرده بود و ندای (هل من ناصراً ینصرنی) دیگری از حسینی دیگر. طلحه ها و زبیرهایی که نبودند و ای کاش فردا کاری زبیری کنند. در این میان رنگها چه خوب در بزم داغ مرده بادها میرقصیدند. معاویه در قصر سبزش اینبار نه قرآن، بلکه پارچه های سبز بر سر نیزه صفین زده بود تا شمشیرهای جهالت بر گردن علی نشیند و ندای حکمیت برای نهروان برخیزد. ابوموسی های قوم ما سراسیمه خود را آماده می کنند تا اگر بشود با عمر های رنگارنگ و ستاره دار به میزبانی شیطان، حق را داوری کنند. ولی اینجا نه صفین است و نه علی آنقدر تنهاست که پرده سیاه و سفید نفاق بتواند ولایت را به بازیچه شراب و می و میمون تبدیل کند. با علی در بدر بودن شرط نیست ای برادر نهروان در پیش روست
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 20:46  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
|
|