|
یکی از دقدقه های عصر جدید مسئله حقوق بشر می باشد که در تمام کشورهای جهان به صورت کامل رعایت نمی شود و در بسیاری از موارد مرز بین بشر و غیر بشر مشخص نیست و گاهاً بدلایل فرهنگی و تاریخی قشری از انسان ها را برابر با حیوانات یا بدتر از آن مساوی غیر جاندار می دانند. بنابراین ابتدا باید تعریف جامعی از بشر ارائه داد تا بتوان حقوق آن را تدوین نمود که متأسفانه این تعریف مورد سوء استفاده برخی قدرتهای جهان شده که به همین دلیل تفاسیر مختلفی از حقوق بشر در میان جوامع بشری رواج پیدا کرده است. در اینجا به صورت اختصاری به یکی از انواع تعاریف که از قابل توجه ترین آنهاست می پردازیم. حقوق بشر آمریکایی: شاید بتوان مهمترین تفاوت هیتلر با آمریکا و متحدانش را در تفاوت بین گفتار و عمل آنان دانست. هیتلر آنچه را که درباره نژاد خود به آن اعتقاد داشت بیان می نمود و عمل می کرد. این هماهنگی گفتار و رفتار او را از حکومتش بر جهان ساقط کرد و باعث شد از منفورینِ مردان تاریخ به شمار آید. اما آمریکا و متحدانش که از هیتلر خیلی باهوش تر می باشند تفاوت گفتار و عمل را در پیش گرفتند و هنوز هم به این روش موفقیت آمیز ادامه می دهند. از نمونه های بارز اینگونه گفتارهای زیبا، شعار جذاب و دل فریب تغییر از طرف رئیس جمهور فعلی آمریکا (آقای اوباما) می باشد که بسیاری از سیاستمداران جهان از جمله تعدادی از سیاستمداران خودمان را نیز مدهوش نمود. جالب اینجاست که بسیاری از مردم آمریکا آن را یک شعار تبلیغاتی دانسته و در حال حاضر آنچنان که برخی دیگر شیفته آن شده اند برایشان هیجان آور نیست. یکی از مثال های کوچکی که می توان در این تفاوت ارائه داد بستن (نبستن؟) زندان گوانتانامو می باشد که تغییر جالبی را در آن می بینیم و آن دادن مصونیت قضایی به مسئولان دولت بوش در برابر هرگونه پيگيري حقوقي توسط قربانيان اين شكنجه ها است. البته افسوس که این دوگانگی را بسیاری از سیاستمداران کور و کر جهان نمی بینند و دل در گرو تبلیغات جذاب و رنگارنگ آنان داده اند. در نتیجه بهتر است که تعریف آمریکا از بشر را که اجرای حقوق بشر آمریکایی را بر مبنای آن مشاهده می کنیم را ارائه دهیم. البته این تعریف هرگز از سوی آمریکا ارائه نشده است بلکه بر اساس رفتار عملیش استنباط شده است. بشر از نظر حقوق بشر آمریکایی به موجودی زنده از نوع آدمی گفته می شود که خواسته یا ناخواسته در جهت منافع آمریکا و متحدانش به خصوص اسرائیل گام بردارد و غیر آن ضد بشر بوده. تعریف فوق نشاندهنده آن می باشد که هر نوع دیگری از آدمی که در جهت منافع آمریکا حرکت نکند می توان آن را ضد بشری نامید و در جهت نابودی آن اقدام نمود. سیاستی که آمریکا و متحدانش از جمله اسرائیل آن را در عمل دنبال می کنند ولی در گفتار زبانی مهربانانه و فریب کارانه دارند. در اینجا به نمونه هایی کلی برای اثبات این تعریف می پردازیم: موارد تمثیلی به صورت خیلی اختصاری از نقض حقوق بشر آمریکایی: ۱) ایجاد ترس و وحشت در دل ساکنین بی گناه اسرائیلی به دلیل حملات موشکی و انتحاری حماسِ ستیزه جو! ۲) دفاع حزب الله لبنان در برابر حملات رعوفانه اسرائیل! ۳) برخورد، دستگیری و اعدام ارازل و اوباش عزیز در ایران که در موارد مختلف به نوامیس مردم تجاوز دوستانه نموده اند! ۴) اعدام قاتلین محترم نفس به حکم قصاص در ایران! ۵) مقابله با شورش های خیابانی مزین به شکستن شیشه های مغازه ها، آتش زدن اموال عمومی، ایجاد رعب وحشت لازم و ... که بر ضد حکومت های پلید ضد آمریکایی صورت می گیرد! ۶) ارائه طرح تحقیق درباره ماجرا (افسانه) غم انگیز و دردناک هولوکاست از سوی ایرانِ ضد اسرائیل موارد تمثیلی به صورت خیلی اختصاری از سکوت یا تأیید حقوق بشر آمریکایی: ۱) کودتاهای زیبا همراه با کمی خشونت که در راستای براندازی دولتهای مردمی (ضد بشری) صورت می گیرد از جمله کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران برای سقوط دولت مصدق و کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ شیلی و کشتار زیبای سالوادور آلنده همراه با سه هزار نفر از یارانش و پس از آن حمایت بی دریغ آمریکا از پینوشه (دیکتاتور مهربان)! ۲) حمله آزادی خواهانه رژیم باصفای بعث به سرکردگی صدام از دوستان و یاران قدیمی و دشمن جدید آمریکا به ایران و کشتار و تجاوز دوستانه مردم ضد بشری ایران! ۳) نسل کشی رعوفانه مسلمانان نا آرام و ضد بشری توسط صرب ها که از دوستان آمریکا بودند در بوسنی و هرزگوین! ۴) سرکوب و ضرب و شتم به حق معترضین به دولت آقای سارکوزی از دوستان و همراهان آمریکا در فرانسه! ۵) شکنجه های شدید و خیر خواهانه زندانیان ضد بشری ابوغریب در عراق، زندانیان ضد بشری گوانتانامو در جنوب شرقی جزیره کوبا که در اختیار ارتش آمریکا قرار دارد، زندانیان ضد بشری در زندان های مخفی سازمان سیا در اروپا، اسرای ایرانی خیلی ضد بشری در بند رژیم با صفای بعث عراق و ... ! ۶) دادن مدال افتخار از سوی رئیس جمهور وقت آمریکا (آقای ریگان عزیز) به کاپیتان شجاع و دلیر و جان بر کف ناو آمریکایی وینسنس در خلیج فارس برای زدن هواپیمای مسافربری (یه مشت ضد بشر) ایران (پرواز ۶۵۵ ایر در تاریخ ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷) که منجر به کشته شدن ۱۵۶ مرد، ۵۳ زن، ۵۷ کودک ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ کودک زیر دو سال و ۴۲ نفر با ملیتهای غیر ایرانی و ۱۶ خدمه پرواز در ساعت ۱۰ صبح به مقصد دبی که همگی ضد بشری بودند! نمونه هایی اینچنینی بسیارند که آمریکا با وحشی گری های انسان دوستانه سعی بر تحمیل حقوق بشر آمریکایی دارد. حقوق بشری که با کمی قضاوت منصافه می توان آن را حقوق ضد بشری دانست. حقوقی که برای حمایت از قاتلین و متجاوزین به بشر از سوی آمریکا ارائه شده است. با این شرایط اگر سازمان ملل متحد به صورت مستقل و جدا از حمایت های بی دریغ آمریکا عمل کند باید با انعقاد قطعنامه ای سریع و محکم نظام حاکم آمریکا را متعهد به پرداخت حق توحش به ملت های آسیب دیده از این جنایات مورد حمایت آمریکا نماید. در این میان افسوس از اینکه برخی از سیاسیون خودمان از طرفی دچار آلزایمر شدید شدند و همه جنایات گذشته را فراموش نموده و از طرفی دچار مشکلات عدیده بینایی و شنوایی شده اند که جنایات در حال انجام را نمی بینند و فریاد مظلومان را نمی شنوند. در پایان بسیار خوب است که یادی از پیر جماران، حضرت امام خمینی (ره) کنیم که خیلی ها فراموشش کرده اند و تنها نامی از وی را بر دوش میکشند بدون اینکه واقعاً او را بشناسند. ایشان می فرمایند: ابتلاي اسلام ، امروز اين است كه گوشهايي كه بايد به مسائل ، به مشكلات مسلمين گوش بدهند كر شده اند و زبانهايي كه بايد براي مصالح مسلمين به كار بيفتند لال شده اند.و چشمهايي كه بايد مصيبتهايي كه بر مسلمين وارد مي شود ملاحظه كنند كور شده اند ما بااين لالها و كرها و كورها چه بگوييم ؟ (صحیفه امام خمینی (ره) / صفحه ۳۲۴) مرا از مـــرگ باکی نیست از سختیش می ترسم ز می خـــــــوردن ندارم ترس از مستیش می ترسم ندارم بیمی از دشـمن ز دست دوست می نالـــم ندارم شـــکوه از بیگانــــگان از خـــــویش می ترسم نمی ترسم من از شــیر و پلنگ و حملـــــه گرگان از آن گرگی کــــه می پوشد لباس میش می ترسم اگر عقــرب زند نیشــم نــــدارم نوشی از دنبــــال از آن نوشی کــه باشد در پیش صد نیش می ترسم مرا با خـــــانقاه و خرقـــــه درویش کـــاری نیست ولـی از نـــا مسلمانـــان نــا درویـــــش می ترسم ز هــر گندم نمای جـــــو فروشی دارم اندیشـــــه ز بدخـــــواهان در ظاهـــــــر ارادت کیش می ترسم نمی ترسم من از ظلم و ندارم وحشت از ظـــــالم ز آه خـــــانمان ســـــوز دلی دل ریــــش می ترسم من ژولیده را کاری بــــه کار خلق عــــــالم نیست ولیکــن از زبـــان خـــــویش بیش از پیش می ترسم
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 12:41  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
همانطور که در مطلب قبلی گفته شد آمریکا و متحدانش با دقت و هیجان اغتشاشات جاری در تهران و برخی از شهرهای بزرگ را دنبال می کنند و اجرای نمایشنامه خود با کارگردانی نیروهای وابسته که به کشته و زخمی شدن مردم بی گناه می انجامد را می نگرند. البته این خصلت آنان است که از کشته شدن انسان و انسانیت لذت می برند و نمونه های بارز آن را در ابوغریب و گوانتانامو می بینیم که چگونه بر توحش پافشاری دارند. یکی از خصوصیات اصلی سیاست آمریکا در مقابله با حکومتهای غیر همراه مانند جمهوری اسلامی ایران طرح سناریوهای متفاوت می باشد که البته در این کار بسیار عجولانه عمل کرده و گاهاً تمسخر آمیز می باشد. سناریوی جدید امریکا و متحدانش که توسط کانالهایی نظیر VOA در حال مطرح شدن می باشد مربوط به نفوذ روسیه و کمونیست در ایران است. این طرح کمیک که بیشتر به یک شوخی کودکانه شبیه است با بی قید و بندی خاصی سران نظام، دولت و رئیس جمهور را دست نشانده روسیه معرفی می کند. و با بهره برداری از مناغشات اخیر که در حال حاضر به وسیله نیروهای امنیتی با دستگیری تعداد زیادی از عوامل مزدور و ارازل و اوباش کنترل شده است، سعی بر مطرح نمودن آن دارند. کانال ماهواره ای مذکور مجموعه ای از اشخاص معلوم الحالی که به قول خودشان دکتر و کارشناس و این اواخر که همگی دکتر خطاب می شوند، است. متأسفانه به دلیل بی سوادی در امر اطلاع رسانی و تنها از روی عداوت و دشمنی با مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی نمی توانند مانند یک کانال حرفه ای خبری مانند BBC عمل کنند که دست روشنی در اغتشاشات اخیر دارد. حال با گذری بر چهار سناریوی اصلی مطرح شده توسط این کانالها به ماهیت توطئه بودن آن پی خواهیم برد: سناریوی اول: تحریم انتخابات و عدم مشارکت مردم این طرح که خیلی قبل تر از انتخابات دوره دهم از طرف آنان ارائه شد به مبارزه علنی با کلیت نظام می پردازد و با دعوت مردم به عدم حضور در پای صندوق های رأی سعی بر خدشه دار کردن مشروعیت نظام جمهوری اسلامی داشت. تبلیغات فراوانی بر اساس اطلاعات بدون منباء و تا حدودی خنده دار از درون ایران سازماندهی می شد. این طرح مخالفت با نظام در آن آشکار است و اینکه با هیچ رئیس جمهوری موافق نیستند معلوم بود. سناریو دوم: تشویق به حضور پای صندوق های رأی این طرح که بیشتر توسط کانال ماهواره ای BBC تبلیغ می شد پس از تحقیق دیرهنگام درباره اوضاع ایران اتخاذ شد. آنان که از عدم حضور مردم در پای صندوق ها ناامید شده بودند در رویکردی جدید دست به تبلیغات گسترده ای در جهت حضور در پای صندوق های رأی زدند تا با انتخاب غیر از آقای احمدی نژاد بازی باخته را به وقت اضافه ببرند و با حمایت تلویحی از کاندیداهای اصلاح طلب خطر انتخاب رئیس جمهوری فعلی که منافعشان را در منطقه و جهان به صورت بی سابقه ای به خطر انداخته است، از سر بگذرانند. البته این طرح بسیار به نفع نظام جمهوری اسلامی تمام شد و به عبارت بهتر خداوند مکرشنان را به خودشان بازگرداند. و مصداق بارز این آیه مشهور قرآن کریم می باشد که خداوند درآن می فرماید: (مکرو مکرالله والله خیر الماکرین) سناریو سوم: تقلب در انتخابات پس از اینکه جو انتخاباتی و تأثیرات موضع خود در سناریوی دوم را مشاهده نمودند به این واقعیت پی بردند که قشر عظیمی از مردم ایران جهت جلوگیری از حضور و نفوذ بیگانگان در کشورشان قصد حضور بی سابقه ای در پای صندوق های رأی جهت انتخاب رئس جمهور فعلی یعنی آقای دکتر احمدی نژاد را دارند. به همین دلیل با مطرح نمودن سناریوی جدید تقلب حتمی در انتخابات، فضای روحی و فکری جامعه را برای ایجاد اغتشاش آماده نمودند. از این روی با سازماندهی نیروهای ضد انقلاب وابسته به خود در ایران و خریداری تعداد کثیری از ارازل و اوباش، خود را جهت ورود به فاز بعدی که پس از اعلام نتایج بود آماده نمودند. در این میان برخی از سیاسیون داخل ایران و همچنین تعدادی از مسئولان ستاد و مشاوران کاندیداهای اصلاح طلب در تماس های تلفنی با این کانال های دشمن مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی، ساده لوحی خود را در برابر چشمان مردم ایران به نمایش گذاشتند. نمونه ای از این نمایشنامه جالب آنان در BBC به اجرا درآمد که با یادآوری آن به ماهیت این کانال پی خواهیم برد که در ضدیت با مردم ایران و کمک به اربابان خود برای نفوذ در کشور و چپاول این ملت بیدار چه تلاش مزحکی را دارند. (((در قسمتی از اظهار نظرهای این کانال ماهواره ای به این اشاره شد که به دلیل اینکه که نام آقای مهندس موسوی در ردیف چهارم قرار داشته است، مردم در هنگام رأی دادن عدد ۴ را پس از نوشتن نام مهندس میرحسی موسوی در قسمت شماره کاندیدا وارد نموده اند که در هنگام شمارش آرا عدد چهار توسط هیئت اجرایی به عدد ۴۴ تبدیل شده و به نام آقای دکتر احمدی نژاد به ثبت رسیده است))) !!! در این مورد دو نکته قابل توجه است: ۱) نوشتن نام مهندس میرحسین موسوی که بر کد ارجح می باشد فراموش شده است. که حتی در صورت چنین اشتباهی به دلیل حضور نمایندگان کاندیداها در لحظه شمارش آرا غیر ممکن است. ۲) ملت ایران داری سواد بالایی بوده که با رویت لیست کاندیداها (نصب در محل رأی گیری) مطمئنناً می توانند تشخصی دهند که کد کاندیدای مذکور چه بوده است و در صورت عدم سواد کافی نیز با توجه تجربه های قبلی همراهی با یک شخص با سواد که از نزدیکان و دوستان شخص رأی دهنده می باشد چنین اتفاقی غیر ممکن است. و این ابراز نظر مقرضانه در واقع توهین به شعور و سواد یک ملت از طرف این کانال ماهواره ای بوده است. باز هم با توجه به بافت مذهبی و هشیاری مردم ایران این سناریو به خوبی پیش نرفت و تنها در تعدادی از شهرهای بزرگ و برخی دیگر از شهرها با نفوذ ارازل و اوباش و نیروهای ضد انقلاب که خود هیچ آسیبی ندیده اند باعث ایجاد تنش شد که البته قربانی آن مردم بی گناه و عزیزمان و اموال بیت المال بود. سناریوی چهارم: نفوذ روسیه و کمونیست با اعلام نتایج قطعی انتخابات و ثبت رکُرد جدید آرای ۵/۲۴ میلیونی در انتخاب آقای دکتر احمدی نژاد و آرای نزدیک به ۴۰ میلیونی در تأیید دمکراسی نظام جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و متحدانش سرخورده از اشتباه بزرگ و مزحک خود در دفاع از اصلاحات و ایجادشور در انتخابات با مطرح نمودن سناریوی جدید سعی بر ورود به فاز دیگری از تبلیغات شده اند. متأسفانه باز هم به دلیل بی سوادی و اختلالات فکری حاصل از مخالفت های زیاد با مردم ایران توسط خائنین به تشویق اربابان خود اصطلاح جدیدی را وارد ادبیات مخالفت خود نموده اند. اصطلاح (کودتا) در حال حاضر بیشتر از شبکه VOA شنیده می شود و از طرف دیگر هدایت این کودتا از طرف روسیه را اعلام می کنند. جالب اینجاست که معنای اصلی کودتا را این دکترهای سیاسی نمی دانند و عجیب است که به استفاده از این اصطلاح اصرار دارند. کودتا در اصل به معنی اقدام نظامی از طرف نیروهای مسلح علیه دولت رسمی کشور است. از نمونه های بارز آن می توان به کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با طراحی انگلستان توسط قزاغها به سرکردگی رضاخان (روی کار آمدن رضاخان و لغو حکومت احمدشاه قاجار) و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با طراحی آمریکا توسط نیروهای نظامی وابسته به محمدرضا پهلوی (تثبیت قدرت محمدرضا شاه پهلوی و سقوط دولت مصدق که منتخاب مردم بود)، اشاره نمود. در نتیجه به کار بردن اصطلاح کودتا از طرف آنان بسیار عجیب و تمسخر آمیز است. زیرا در هر حالتی (حتی عدم انتخاب آقای دکتر احمدی نژاد) باز هم تا مدتی بعد از اعلام نتایج انتخابات تا زمان مراسم تنفیذ، آقای دکتر احمدی نژاد به صورت قانونی رئیس جمهور محسوب می شود و اقدامات انتظامی (نه نظامی) علیه آشوبگران و گاهاً دستگیری برخی از چهره های شاخص بدلیل تحریک اغتشاشات اخیر به اقدام نظامی علیه دولت قانونی (که در حال حاضر تا مراسم تنفیذ، دولت آقای دکتر احمدی نژاد می باشد) ارتباطی ندارد. البته این تعجیل در اظهار نظرهای غیر علمی و کودکانه باز هم به دلیلی پایین بودن سطح سواد و آگاهی این خائنین به مردم ایران و دشمنان نظام جمهوری اسلامی می باشد که نمونه بارز عدم موفقیتشان است. در پایان باید اظهار داشت که دشمنان مردم و نظام جمهوری اسلام ایران آنچنان مستهصل شده اند که با مطرح نمودن سناریوهای عجیب و مزحک سعی بر اصرار بر عدوات خود نسبت به مردم بیدار، هشیار و مقتدر ایران را دارند که با یاری خداوند متعال و توجهات حضرت ولی عصر (عج) به حرمت خون شهدای انقلاب و دفاع مقدس و همچنین خون ریخته شده بیگناهان اغتشاشات اخیر همه این توطئه ها خنثی شده اند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 19:58  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
انقلاب رنگی یا انقلاب مخملی یا انقلاب گلی نوعی دگرگونی بدون خونریزی است که آن را برای نخستین بار «واسلاو هاول» رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان این کشور بود ، بر سر زبانها انداخت.انقلابهای رنگی به یک رشته از تحرکات مرتبط با هم اطلاق میشود که در جوامع پسا کمونیستی در اروپای شرقی، مرکزی و آسیای مرکزی توسعه یافت و احتمالاً در حال نفوذ به دیگر مناطق از جمله خاور میانه است. برخی ناظرین از آن به عنوان موجی انقلابی یاد میکنند. «انقلاب رنگی» به تغییر و تحولاتی اطلاق میشود که تا کنون در کشورهای باقیمانده از بلوک پیشین شرق اتفاق افتاده و هیات حاکمه این کشورها جای خود را به حکومتهای یکسره طرفدار غرب دادهاند [۴]. این تحولات با وقوع «انقلاب مخملی» (velvet revolution) در دوره ۶ هفتهای ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چکسلواکی آغاز میشود و با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیرهای در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰) ، گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین(۲۰۰۴) و قرقیزستان(۲۰۰۵) ادامه مییابد. این چند روز با توجه به جو پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و انتخاب بیش از ۲۰ میلیونی آقای دکتر احمدی نژاد برای ریاست جمهوری و بستر مناسبی که برای سودجویان و دشمنان مردم و نظام محیا شده است بهانه خوبی برای تحرکات نیروهای ضد انقلاب با حمایت های بی دریغ کشورهای غربی است. کانال های ماهواره ای از جمله BBC و VOA که با شدت مشکوکی به اخبار مناغشات خیابانی ایران بخصوص تهران می پردازند نشان دهنده آن است که غرب، بخصوص آمریکا و انگلستان برای تبلیغات ضد نظام جمهوری اسلامی و هدایت و پشتیبانی نیروهای وابسته خود در ایران متمرکز شده اند. البته این تحرکات تنها مربوط به تحرکات مردم در این چند روز انتخابات نبوده و از مدت ها قبل در حال طراحی و اجرا می باشد. راهپیمایی و تجمعات آرام مردمی در خیابان ها در اعتراض به آرا که امری طبیعی در حکومت های دموکراتیک است متأسفانه با نفوذ عده کمی از ارازل و اوباش که از طرف نیروهای ضد انقلاب و پشت پرده سازمان دهی می شوند تبدیل به مناغشه و زد و خوردهای خونین شده است و افسوس که در این میان مردم بی گناه آسیب دیده و هیچ کدام از این مزدوران با توجه به آموزشهای لازم صدمه ای نمی بینند. با گذری در تاریخ اینگونه جریانات یادها را به سمت جریان ملی شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد و دخالت ها ارازل و اوباش به سرکردگی شعبان (شعبان بی مخ) می اندازد که از مزدوران ارابابان آمریکایی خود بود. نیروی انتظامی با توجه به ماهیت خود که ایجاد نظم می باشد سعی در برخورد با اغتشاشاتی که توسط همین مزدوران به وجود آمده است را دارد ولی از آنجا که تعداد ارازل و اوباش نفوذی در لباس مردمی ظاهر می شوند حاصل آن درگیری های خیابانی بوده که با جریحه دار شدن مردم بی گناه بر آتش آن دامن زده می شود. از طرفی بزرگنمایی های مناغشات و کوچک نمایی اجتماعات وحدت مردم در کانالهای مذکور قابل تأمل می باشد. در این میان برخی نیروهای سیاسی داخلی به جای آرام تر کردن وضع موجود با ساده لوحی به این مناغشات دامن زده و خواسته یا ناخواسته در جهت پیشبرد اهداف بیگانگان و دشمنان مردم قدم بر می دارند. متأسفانه یاران قدیمی انقلاب اسلامی به جای همراهی با ولایت فقیه و همکاری با نظام جمهوری اسلامی برای کنترل اوضاع برعکس عمل کرده و خود را در دام دشمنان رها کرده اند. همه این موارد با توجه به مقدمه بحث حاکی از وجود شیطنت های هدایت شده برای پی ریزی یک انقلاب مخملی می باشد. جا دارد که از آقایان مهندس موسوی و حجت الاسلام کروبی خواهش کنیم که به اصل خود که همان انقلابی بودن و همراه امام بودن است، بازگردند و با صدور بیانیه ای محکم و مشترک تمامی این تحرکات را محکوم کنند و با سکوت و گاهاً سخنان تحریک آمیز مردم بی گناه را در دام دشمنان بزرگ مردم یعنی آمریکا و متحدانش نیندازند زیرا جز آرزوی چپاول این مرز بزرگ اسلامی - شیعی و میراث آریایی را ندارند . تنهایی رهبر انقلاب اسلامی بدترین جفای تاریخ انقلاب خواهد بود که ادعای عاشورایی بودن و منتظر بودن را مخدوش می کند و لکه ننگی بر پیشانی انقلاب خواهد بود که آرزو داریم با بازگشت به خویشتن این برچسب سیاه که آرزوی بت های قدرت طلب غربی می باشد را از خود دور کنیم. فردا که وزد باد مهرگان معلوم شود مرد از نامرد کیست
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 21:21  توسط مهرداد (یک مسلمان)
|
|
|